الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

96

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

حسن عسكرى بردم فرمود چطور خدا عزت اسلام و ذلت نصرانيت را به تو نمود و شرافت خاندان پيغمبر را به تو ارائه داد ؟ عرضكرد يا ابن رسول الله چيزى را كه خود بهتر ميدانى من چطور بيان كم آن حضرت فرمود من ميخواهم به تو احترامى كنم كدام را دوستتر دارى ده هزار درهم يا مژده اى كه در آن شرافت ابديست ؟ عرضكرد البته شرافت را فرمود تو را مژده باد به پسرى كه مالك شرق و غرب گردد و زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از جور و ستم شده باشد ، عرضكرد از كى ؟ فرمود از چه كسى رسول خدا ( ص ) در شب فلانى در فلان ماه از فلان سال رومى تو را خواستگارى كرد ؟ عرضكرد از مسيح و وصى او ، فرمود مسيح و وصى او تو را بكه تزويج كردند ؟ عرضكرد بپسرت ابى محمد ؟ فرمود او را ميشناسى ؟ گفت از آن شب كه مسلمان شدم هر شب در خدمت او بودم ، امام دهم فرمود اى كافور خواهرم حكيمه را نزد من دعوت كن ، چون خدمت او رسيد فرمود اينست همان حكيمه او را مدتى در آغوش كشيد و بسيار با او راز گفت ، مولايم به او فرمود او را به منزل خود بر و فرائض و سنن به او بياموز ، او همسر ابى محمد است و مادر قائم عجل الله فرجه باب چهل و ششم آنچه در ولادت قائم صاحب الزمان م ح م د بن الحسن العسكرى عليه السلام روايت شده 1 - حكيمه ( خواهر امام دهم ) گويد حسن بن على فرستاد نزد من و فرمود عمه جان امشب كه